
شادی و غمی که این روزهایم را به هم گره زده دوست دارم...حزن انگیز صدایم می کنی بانو...حزن انگیز دوستم داری بانو...بانوی روزهای داغ تابستانی...
شکوه و جلوه ات مرا در تسخیر دارد......بد فرم!
برگشتیم به روال عادی وبلاگ نویسی....کامنتدونی تعطیل....کماکان ورود دروغگوها ممنوع....دروغ ممنوع!
تنهایی برای من یک معنای فوق العاده خاص دارد.همان طور که اعصاب داغون و ناراحت.در اوج خنده و مسخره بازی ناراحتم و با یک دنیا دور و وری!! همشان برایم معنای دری وری!! پیدا می کنند و از بیخ تنها می شوم![نیشخند].....گول خوردی که!
+
نوشته شده در شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 15:35 توسط مبین.م