
آخرین پست این وبلاگ را درست چند ساعت قبل از سال تحویل می نویسم.باشد که مقبول افتد....
سال 87 که برای ما به گندترین نحو ممکن گذشت و امیدوارم برای شما خوب بوده باشه.سال 88 هم که هنوز نیامده و ما هم ایضا نمی دونیم چه خبره.
1-همانند سال های گذشته چه در دنیای مجازی و چه در دنیای واقعی کسی تولد ما را به یاد نیاورد و تبریک تولدمون را از دهان هیچ کسی نشنیدیم.انگار نه انگار ما متولد شدیم.انگار یه تیکه چوب خشک را گوشه گلدان فرو کرده بودند و روز اول عید برگش سبز شده و ما اون برگ سبز بوده ایم.یا اینکه همین جوری زارتی ما از آسمون افتادیم و بقیه ماجرا.البته آمارش را دارم که مامانم در دوران بارداری بنده،نهایت سعی خودش را کرده که ما پا به این جهان بی خود نگذاریم که ای کاش این اتفاق می افتاد.
2-سال 87 را از لحاظ درسی و دانشگاهی اصلا دوست نداشتم.امیدوارم امسال همه چیز رله باشه.
3-میگن سالی که نکوست از بهارش پیداست.روز اول عید که بریم بهشت زهرا و بعدش هم بریم اصفهان دیگه تا تهش را برو دیگه.امسال یحتمل سال شخمی داریم.
4-در نهایت امیدوارم سال 87 رو خوب گذرانده باشید و سال 88 رو مثل گرگ ،خوب شروع کنید!....ما رفتیم تا نمی دونم چند روز.خداحافظ.