
من کشته مرده ی این جریانات هدایت شده ام.جریاناتی که هدفشان رسیدن به اینجانب است.مبین.....مبین.م....آخرش هم فکر نکنم چیزی باشد ته اش.انگاری نباید به کسی آدرس این خراب شده را می دادم.انگاری باید مثل خیلی ها چراغ خاموش می نوشتم و خودی نشان نمی دادم در این دنیای مجازی.اینجا بد فرم Share شده.این را امروز فهمیدم.Share شدن هم بد کوفتی است.عینهو سرطان می ماند.والا به قرآن.انگاری دیگه نوشته هایم اینجا امنیت ندارد.دستمالی می شود.ما هم بدمان می آید به غیر از یک سری افراد خاص فامیل،بقیه این خراب شده را بخوانند.به خاطر همین است که آقای مبین فلانی به مبین.م تغییر نام داده و این حرف ها.ای بابا.شاید طالع و قسمت(تیریپ این خاله زنک ها!!) این وبلاگ هم همین بوده.یک عمر سه ماهه!.عین نوزادی که وقتی به دنیا می آید همه می گویند چه نازه....چه خوشگله(حالا اگه زشت هم باشه رعایت بابا و مامانش رو می کنن!).بعد یهو این بچه یک مرضی بیفتد تو جانش و ریق رحمت را سر بکشد.یک سری فاز غم می گیرند که ای فغان بچه خوشگله مرد.یک عده هم همچین عروسی می گیرند که اگر گلاب به رویتان انگشت به ماتحتشان فرو کنی داماد کور می شود.چرا؟! چون بچه بی ریخته ریق را سرکشیده.اما بابای بچه دق می کند از دوریش.حکایت بچه و بابا و ننه و این حرف ها حکایت من و این وبلاگ است.اگر همین طور پیش برود احتمال قریب به یقین تخته اش می کنیم.به زودی.همین برنامه آینده.......راستی اعتماد هم بد کوفتی است!
پ.ن۱: اون عکسه رو می بینی؟!.....من هستم.هنوز باید ۴.۵ تا دیگه از این خط ها رو طی کنند تا به من برسند.من اونجام.وایسادم.ولی دورم.از همه کسانی که می خواهند به من برسند.خیلی هم سرتق تشریف دارم.یه قدم اینور تر نمیام!
یهو یادم اومد!!: اه اه اه.انقزه از آدمای بی جنبه بدم میاد.خودم رو میگم که با یه گردش چند ساعته روحیم از این رو به اون رو شد دیروز.اونم با کی؟!.........بماند دیگه!....آهان از اون پیرمرد زیگیله تو پارک لاله بدم میاد.رفتیم تاب بازی و الاکلنگ بازی که پیرمرده گفت بیاید پائین بابا سیرابی ها!!!........حکما این هم از اقدامات دولت نهم است!